وب سایت رسمی پائولو کوئلیو به زبان فارسی
پاسخ به سوالات رايج

كتاب ها
فرایند خلاقه
عمومي : دست نوشته ها، فيلمها، موسسه ، امضا و غيره


فرقه رام كه در كتاب "خاطرات يك مغ" به آن اشاره شده، چيست؟
"ملكوت جهاني بره" (Regnus Agnus Mundi) يك فرقه ي كاتوليك است كه در سال1492تاسيس شده و به مطالعه زبان نمادين از راه يك نظام آموزش شفاهي مي پردازد. در حقيقت، استاد و شاگرد تنها ابزارهايي براي تدوين نظام آموزشي هستند كه ماموريتهايي را بر عهده مي گيرند و در طي انجام اين ماموريتها، هر يك پاسخ ويژه خود را به دست مي آورند. فرقه رام مركز فرماندهي ندارد، حاوي آموزه هاي نهاني نيست و قانون آن اين است كه تنها مي توان با برداشتن گامي به پيش ، آموخت. اين فرقه در هيچ جاي دنيا نمايندگي ندارد.

چه گونه مي توان به زيارت جاده سانتياگو رفت؟
لطفا به صفحه صفحه راه سانتياگو مراجعه كنيد. قابل ذكر است كه مسووليت صحت پيوندهاي ذكر شده در آن صفحه، با تهيه كنندگان آن صفحات است. اخيراّ بيستمين سالگرد سفرم در جاده سانتياگو را جشن گرفتم و وبلاگي تأسيس كردم كه درباره طي طريق در آن مي نويسم. . نام وبلاگ Walking the Path است.

آيا مي توان تمرين هاي ذكر شده در "خاطرات يك مغ" را انجام داد؟
به فرد بستگي دارد. اما فقط يك قانون وجود دارد: تحت هيچ شرايطي، تمرين "احضار پيام آور" را انجام ندهيد. اين تمرين در كتاب ناقص است و هيچ نتيجه مثبتي به بارنخواهد آورد.

چه گونه زبان نشانه ها را بياموزيم؟
زبان نشانه ها، شيوه فردي ما براي ارتباط با خداست. براي آموختن اين زبان، بايد كشف و شهود خود را آزاد بگذاريم. براي استفاده از كشف و شهود، بايد از اشتباه نترسيم.

آيا راست است كه كتاب "كيمياگر" را در پانزده روز نوشته ايد؟
بله. معمولا تمام كتابهايم را در طول دو تا چهار هفته مي نويسم. اما شكل گيري مفهوم اصلی و داستان کتاب دوسال طول مي كشد و بازنويسي كتاب نيز چهار ماه طول مي كشد.

آيا شاگرد مي پذيريد؟
تحت هيچ شرايطي.

چه طور مي توانم اطلاعات بيش تري درباره سنت ماه به دست آورم؟
اينترنت پر است از سايت هايي درباره اين سنت. وقتي مي خواهيد چيزي را پيدا كنيد، اولين قدم، جست و جو است. اما مراقب باشيد: بيشتر چيزهايي كه پيدا مي كنيد، واقعي و قابل اطمينان نيستند. كاملا محتمل است كه بدون استاد و راهنما و غيره، با سنت ماه (ويكا)‌ آشنا شويد. ويكا يك نظام آموزشي بسيار غني است كه آثار خود را در زمان و مكان به جا گذاشته است.

آيا ممكن است كتاب مشخصي را درباره سنت ماه معرفي كنيد؟
(Vozes)تامل بر 22 كارت رموز مهين تاروت. انتشارات ووزس

آيا ماجراهايي كه در "والكيري ها" تعريف كرده ايد، واقعيت دارند؟ مضمون اصلي كتاب (يعني ملاقات با فرشته) واقعيت دارد. سفر به صحراي موجاوه نيز واقعيت دارد. اما به بسياري از وقايع ديگر، عناصر داستاني را اضافه كرده ام. مهمترين بخش کتاب (یعنی دیدار با فرشته) واقعا اتفاق افتاده است و تمثالي از مريم عذراي آپارسيدا در دره گلوريتا، نزديك چشمههاي بوررگوي كاليفرنيا گذاشته ام

فكر مي كنيد كليساي كاتوليك، نظريه چهره مادينه خدا را خواهد پذيرفت كه بنا به كتاب "كنار رود پيدرا نشستم و گريستم" در وجود مريم عذرا تجلي يافته است؟
فكر مي كنم. شايد پنجاه تا دويست سال طول بكشد. اما خواهند پذيرفت .

آيا "كوه پنجم" داستاني بر اساس كتاب مقدس است؟
خير. ماجراي اين كتاب زماني آغاز مي شود كه ايليا از كتاب مقدس محو مي شود، و زماني پايان مي گيرد كه ايليا به كتاب مقدس باز مي گردد. در كتاب من، او تنها مردي استكه مي خواهد در برابر اراده خداوند بايستد. كه البته موفق نمی شود.

آيا شما آن طور كه در "ورونيكا تصميم مي گيرد بميرد" گفته ايد، واقعا در بيمارستان رواني بستري شده ايد؟
متاسفانه جواب شما بله است. سه بار در بيمارستان دكتر ايراس بستري شده ام (1966، 1967، و 1968). گاهي عشق والدين به شكلي نادرست متجلي مي شود. اما مي دانم كه اين كار آن ها به خاطر نگراني بيش از حدشان براي من بوده است و هرگز آن ها را سرزنش نكرده ام.

رزم آور نور كيست؟
هر كس كه علي رغم مشكلات فراوان، هنوز مي تواند براي روياهايش بجنگد.

آيا در "شيطان و دوشيزه پريم" سرانجام به اين پرسش قديمي كه "انسان خير است يا شر" پاسخ داده ايد؟
اين سوال جوابي ندارد. يك فرشته و يك شيطان همواره در كنار ما هستند. اما در ميان آن ها، كسي در ما تجلي مي يابد كه به حرف هايش بيش تر گوش بدهيم. البته بهتر است به گفته هاي فرشته مان بيش تر گوش بدهيم. اين كتاب، به اين مبارزه مي پردازد، و البته نشان مي دهد كه جامعه مي تواند مفهوم نيكي را تغيير دهد.

چه گونه مي توان كتاب شما "راهنماي خون‌ آشامي" را يافت؟
اين كتاب ممنوع الچاپ است و نتوانستم در آن، اسطوره خون آشام ها را به خوبي توضيح بدهم. اين كتاب در سال 1986 جمع آوري شد و ديگر هرگز چاپ نخواهد شد.

چه گونه مي توانم به كتاب "بايگاني های دوزخ" دست يابم؟ بر خلاف كتاب راهنماي خون آشامي، به اين كتاب افتخار مي كنم. اين كتاب توسط خودم در سال 1982 منتشر شد. تنها در يك نوبت منتشر شد و در 2000 نسخه، و بي درنگ ناياب شد. اگر در سرنوشتم باشد كه آن را بازنويسي كنم، اين كار را مي كنم و دوباره منتشرش مي كنم. فعلا برنامه اي براي اين كار ندارم.

در «يازده دقيقه»، از زندگي زن بدكاره اي به نام ماريا الهام گرفته ايد كه در يك مراسم امضاي كتاب در سوييس به ملاقات شما آمده بود. چه چيزي در سرگذشت او الهام بخش شما بود؟
فكر نوشتن درباره مسائل جنسي از مدت ها قبل در سرم بود، اما رويكرد درست را پيدا نمي كردم. وقتي داستان او را شنيدم، پي بردم كه براي نوشتن درباره وجه مقدس مسائل جنسي، بايد بفهمم كه چرا آن را قبيح مي دانند. اما كتاب من درباره فحشا نيست. سعي كرده ام از هرگونه توجيه كردن پرهيز كنم و هيچ قضاوتي درباره شخصيت اصلي داستانم نداده ام. چيزي كه واقعاّ برايم جالب است، اين است كه انسان ها چگونه از راه جنسيت با هم ارتباط برقرار مي كنند. هدف من، مثل هميشه، اين بوده كه صريح باشم، ساده بنويسم، اما سطحي نباشم.

چرا اسم كتاب را گذاشته ايد يازده دقيقه؟
زمان متوسط يك رابطه جنسي يازده دقيقه است.

رمان زهير تا چه اندازه به زندگي خود شما برمي گردد؟ چقدر از زندگي و شخصيت خودتان را در داستان گنجانده ايد؟ از افشاي زندگي خودتان نمي ترسيد؟ بسياري از تجربيات من در جايگاه نويسنده و انسان، مبناي اين كتاب بوده است. هر كتابي وجهي از زندگينامه شخصي نويسنده را دارد، چرا كه تنها كاري كه از دست ما بر مي‌آيد، ارائه‌ تجربياتمان است. اما من هنوز با همسرم زندگي مي كنم كه يك هنرمند است. ترجيح مي دهم بگويم كه كتاب زهير، بيشتر از فلسفه‌ زندگي من الهام گرفته تا خود زندگي ام. اما از افشاي زندگي خودم نمي ترسم. در واقع كمي هم احساس رستگاري مي كنم. در ارتباط با خوانندگان كتاب، حقيقت گويي بنياد كار است. حقيقت ما را آزاد مي كند. قبلاّ در اولين كتابم «خاطرات يك مغ» روحم را به روي خوانندگانم باز كرده بودم. اين بار اين گونه با خوانندگانم ارتباط برقرار كرده ام و تجربه‌ خارق‌العاده اي است.

تفاوت زهير با افسانه شخصي چيست؟
تفاوت دارد كه به دنبال رؤياهايمان برويم و به نشانه هايي كه در راه ما را راهنمايي مي كنند، ايمان داشته باشيم. در مرحله بعد، هدفي داريم كه بايد به سوي آن حركت كنيم، اما از اين سفر لذت هم مي بريم و افسانه شخصي مان را تحقق مي بخشيم. اما با زهير، در هر گاممان همان احساس شعف را نداريم، فقط تمنايي لجوجانه براي به دست آوردن چيزي را داريم كه خيال مي كنيم براي زندگي مان ضروري است.


نوشتن چيست؟
نوشتن، چالش زندگي من است: روش من براي درك خودم، از راه كارم. در مورد من، .نوشتن اين راه است

كي تصميم گرفتيد نويسنده شويد؟
فكر نوشتن از دوران نوجواني در ذهنم به وجود آمد. اول كه خيلي تنها بودم، فكر مي كردم بهترين راه من براي ارتباط با دنيا، شعر است. اما با گذشت زمان، از آن انزواي طبيعي دوران نوجواني خارج شدم و جواني پر شر و شوري را پشت سر گذاشتم. با اين وجود، كلمات هنوز بهترين راه من براي درك دنيا و خودم بودند. با همه اين ها، تنها در سال 1986، بعد از زيارت جاده سانتياگو، جرات كردم به نوشتن بپردازم

كجا مي نويسيد؟
هر دو سال يك بار، كتاب جديدي مي نويسم. معمولا در كوپاكاباناي ريودوژانيرو مي نويسم. هر وقت بشود، براي روزنامه ها ستون هايي مي نويسم، در هواپيما، در هتل، هر جا. كامپيوتر روميزي من، رفيق جدانشدني من است.

محل كار شما در كوپاكابانا چه شكلي است؟
سفيد است. هيچ تابلو يا محرك بصري در آن نيست، مگر ميز كامپيوتر. تخيل به فضاي خالي براي رهايي خود نياز دارد. در گذشته اشياي زيادي در اتاقم مي گذاشتم. اما مدام زير بار خاطراتي كه آن اشيا به من تحميل مي كردند، فلج مي شدم.

آيا قبل از نوشتن، موقع نوشتن، يا بعد از نوشتن، مراسم خاصي را اجرا مي كنيد؟
براي شروع يك كتاب جديد، نشانه اي براي خودم در نظر مي گيرم: پيدا كردن يك خودكار سفيد. خارج از این آیین و مراسم ديگري ندارم. اما وقتي شروع مي كنم، بايد تا انتهاي كار بروم. نويسنده هاي بسياري را مي شناسم كه شايد ماه ها دست از كار بكشند. من نمي توانم اين كار را بكنم.

يك رمان چه گونه به وجود مي آيد؟ يك داستان چه طور خلق مي شود؟
هر كتاب، راه تولد مخصوص به خودش را دارد. شايد از يك سوال به وجود بيايد، يا يك جواب، و معمولا از يك داستان خوب، براي شكل دادن يك ايده استفاده مي كنم چه طور ياد گرفتيد كه بنويسيد؟ خواندن و خواندن. و زياد خواندن. از همه مهم تر، آشنايي با موسيقي و روزنامه نگاري، به من فهماند كه لازم نيست براي عميق بودن، پيچيده بود. اين باعث شد كه بتوانم يك مفهوم را با كم ترين كلمات بيان كنم. من به مفهوم "روح جهان" اعتقاد دارم، يعني جايي كه هر كس از راه اخلاص كامل در كاري كه انجام مي دهد، در ارتباط با اشراق كيهاني قرار مي گيرد. شخصيت هاي داستان هاي من از آن جا مي آيند، از عشق به زندگي و ماجراهايي كه خود از سر مي گذرانم

با دست مي نويسيد؟
هرگز. قبلا از يك ماشين تايپ الكتريكي استفاده مي كردم. حالا از كامپيوتر استفاده مي كنم. با دست نمي توانم به همان سرعتي كه فكر مي كنم، بنويسم

زياد از كتاب هاي ديگر يادداشت بر مي داريد؟
هرگز. هر روز ايده هاي زيادي وارد ذهنم مي شود. ايده هاي مهم همواره در ذهنم باقي مي مانند، و آن ها كه فراموش مي شوند، مهم نيستند.


تاريخ تولدتان كي است؟
24 اگوست 1947، ساعت 00:05 دقيقه بامداد. در ريودوژانيرو، برزيل.

مذهب شما چيست؟
كاتوليك هستم. اما فكر مي كنم كه اگر انسان هر ديني را صميمانه و مخلصانه انتخاب كند، به خدا مي رسد. در ضمن، مسووليت جست و جوي روحانيم را بر دوش دينم نمي اندازم.

آيا موسسه پائولو كوئليو، بر پروژه هاي فرهنگي سرمايه گذاري مي كند؟
خير. براي اين كه درباره اين موسسه اطلاعات بيش تري پيدا كنيد، به صفحه زیر مراجعه اين صفحه مراجعه كنيد

آيا ممكن است كتابي را براي من امضا كنيد؟
اگر به بخش برنامه هاي سفر من مراجعه كنيد و در برزيل باشم، مي توانيد يك جلد كتاب به همراه يك پاكت تمبر خورده برايم بفرستيد. با كمال ميل امضا مي كنم. اگر در برزيل نباشم، برايم پست نكنيد. اگر شك داريد. با ایمیل زیر تماس بگیرید.instituto@paulocoelho.com.br

آيا ممكن است بر كتاب من مقدمه اي بنويسيد، دست نوشته من را بخوانيد، يا مرا به يك ناشر معرفي كنيد؟
بنا به توصيه وكيل هايم، تنها بعد از چاپ كتابي را مي خوانم. بنابراين نمي توانم مقدمه اي بر هيچ كتابي بنويسم. استثنا وجود دارد، اما اين استثناها از سوي ناشران قابل قبول است و نه نويسندگان. درباره خواندن دست نوشتهيا معرفي كتابي به ناشري، فكر مي كنم هر نويسنده بايد مسير مشكلات خود را بپيمايد، همان طور كه من طي كردم. پس خودتان مسير خودتان را طي كنيد، اين كار گام هاي شما را نيرومندتر مي كند. آ

يا مي توان يك زندگي عادي (به معناي مرسوم كلمه) داشت؟ يا عصيان گري شما منجر به موفقيت شد؟
هر دو. به لطف خدا، زندگي طبيعي خودم را دارم و عصيان گري هايم هر روز تغيير مي كند. بدين ترتيب دچار روزمرگي زندگي نمي شوم.

اين همه موفقيت را در دنيا چطور توجيه مي كنيد؟
توجيهي وجود ندارد. ترجيح مي دهم رمز و راز ماجرا را بپذيرم.

نويسندگان محبوبتان چه كساني هستند؟
خورخه لوئيس بورخس، ويليام بليك، ژرژه آمادو و هنري ميلر.

چرا از اصطلاح «خوشبختي» خوشتان نمي آيد؟
براي اينكه فكر مي كنم خوشبختي يك ارزش نيست. به نظر من مثل غروب يكشنبه (مثل غروب جمعه در ايران) است، يعني چيزي كه به شدت كسل كننده است. من در زندگي ام ماجرا مي خواهم، خطر كردن، روبه رو شدن با موانع و احساس زنده بودن.